<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>امربه معروف ونهي از منكر</title>
		<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>مسئولیت پذیری</title>
						<description>&lt;p&gt;بیانات در ابتدای جلسه درس خارج فقه درباره ثبت‌نام افراد در انتخابات مجلس&lt;/p&gt;


&lt;p&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای جلسه‌ی درس خارج فقه، با شرح روایتی درباره توصیه پیامبر اعظم(ص) خطاب به جناب ابوذر، ضمن انتقاد به ثبت‌نام بی‌محابای برخی افراد در انتخابات مجلس، تاکید کردند: هر مسئولیّتی، هر سِمَتی، هر توانایی‌ای، در کنارش یک مسئولیّتی دارد، یک تعهّدی وجود دارد. باید دید که آیا میتوانید آن تعهّد را انجام بدهید یا نه؟ این خیلی درسِ بزرگی است».&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://emmhosein313.kowsarblog.ir/مسئولیت-پذیری-7&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/مسئولیت-پذیری-7</link>
							</item>
				<item>
			<title>شکر کردن نعمت</title>
						<description>&lt;p&gt;شرح حدیث در ابتدای جلسه درس خارج فقه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح یکشنبه گذشته (۱۳۹۶/۲/۱۰) در ابتدای درس خارج فقه خود در حسینیه‌ی امام خمینی (رحمه‌الله) به بیان شرح حدیثی تربیتی از حضرت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) در موضوع «شکر نعمت و کفران نعمت» پرداختند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR خلاصه‌ای از متن بیانات معظم‌له در این باره را تقدیم مخاطبان می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عَن أَبِی عَبدِاللهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ (عَلَیهِمَا السَّلَامُ) قَالَ: طُوبىٰ لِمَن لَم یُبَدِّل نِعمَةَ اللهِ کُفراً  طُوبىٰ لِلمُتَحابّین فِی الله. (۱)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طُوبىٰ لِمَن لَم یُبَدِّل نِعمَةَ اللهِ کُفراً&lt;br /&gt;این بسیار مطلب مهمّی است: مسئله‌ی تبدیل نعمت خدا به کفران؛&amp;#8230; گاهی خدای متعال نعمتی به انسان داده است؛ فرض بفرمایید نعمت «بیان»، خب نعمتی است؛ میتوان این نعمت را در راه ترویج معارف الهی به کار برد، میتوان هم آن را در جهت عکس به‌کار برد؛ این نعمت را اگر کسی در جهت عکس مقاصد الهی به کار ببرد، کفران این نعمت را کرده، نعمت را تبدیل کرده است به کفر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرض بفرمایید داشتن مال دنیا یک نعمت است؛ مال دنیا، نعمتی است که خداوند به بعضی عنایت میکند؛ میتوان با این نعمت، درجات عالیه را کسب کرد -صدقه  داد، انفاق کرد، کسانی را از بدبختی و از هلاکت و گرسنگی نجات داد- میتوان هم بعکس، این پول را در راه‌های فساد، در راه‌های حرام،  در راه اشاعه‌ی محرّمات، در راه افساد خود و دیگران به کار برد؛ این کفران نعمت الهی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قدرت و توانایی مدیریّت و احراز مناصب مدیریّتی یک نعمت است؛ یک روزی بود که ما و شما باید همین‌طور در جریان تصمیم مدیران جامعه -که به دشمنان دین و دشمنان کشور وابسته بودند- حرکت میکردیم، بدون اینکه اختیاری داشته باشیم؛ امروز، بسیاری از خود ما جزو مدیران کشور هستیم -در هر بخشی که هستیم، در هر حدّی که هستیم- و قدرت ایجاد مسیر، تغییر مسیر، تصحیح مسیر را خدای متعال به ما داده است؛ خب این یک نعمت است. این نعمت را چه‌جور مصرف میکنیم؟ اگر در جهت خدمت به مردم و هدایت جامعه به آن سمتی که مطلوب دین خدا است این مدیریّت به‌‌کار رفت، خب این شکر نعمت است؛ اگر چنانچه در این جهت به‌کار نرفت، معطّل ماند یا عکسش به‌کار رفت، این کفر نعمت است. گاهی این کفران نعمتها، به‌حدّی است که قابل جبران هم نیست…&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://emmhosein313.kowsarblog.ir/شکر-کردن-نعمت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/شکر-کردن-نعمت</link>
							</item>
				<item>
			<title>بیانات حضرت آقا امام خامنه ای</title>
						<description>&lt;p&gt;وقتی حق آمد باطل به خود میلرزد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسئله‌ی اصلی، مسئله‌ی تقابلِ دو حرکت است؛ تقابل حق و باطل است: جاءَ الْحَقُّ وَ ما یُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما یُعید؛(۱) (که الان این قاری محترم تلاوت کردند این آیه را) حق وقتی که آمد، باطل به طور طبیعی، به خود میلرزد. اینها استکبارند، اینها استعمارند و تنفّس اینها، تغذیه‌ی اینها با خون ملّتها است؛ حالا یک قدرتی پیدا شده است در دنیا که با این پدیده‌ی ظالمانه مخالف است، مخالفت میکند، زیر بار آنها نمیرود، تا آنجایی که بتواند صدا را به گوش ملّتها میرساند، تا امروز هم موفّق بوده. ما در این چهل سال تا امروز موفّق بودیم. شما ببینید در کدام کشورها در بین ملّتها، فریاد مرگ بر آمریکا بلند میشود؟ این سابقه نداشت. حرکت عظیم ملّت ایران، اینها را میترساند، قدرتمندان مادّی ظالمِ زورگو را میترساند، کمپانی‌های بین‌المللیِ مکنده‌ی خون ملّتها را میترساند؛ می‌بینند که به پایان راه رسیده‌اند.۱۳۹۷/۱۰/۱۹&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://emmhosein313.kowsarblog.ir/بیانات-حضرت-آقا-امام-خامنه-ای&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/بیانات-حضرت-آقا-امام-خامنه-ای</link>
							</item>
				<item>
			<title>شهیدمدافع حرم</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;شهيد مرادی كارشناسی ارشد نرم‌افزار و مدرک دان دو كاراته داشت؛ وی در آذرماه سال ۱۳۹۴ به آرزوی دیرینش رسيد و جانش را در راه رضای خداوند و حفظ حریم اهل بیت(ع) فدا كرد. فرزانه سياهكالی مرادی، همسر شهيد متولد سال ۱۳۷۲ و دانشجوی مهندسی بهداشت حرفه‌ای است. او که پس از شهادت حميد با خاطرات و يادگاری‌هايش زندگی می‌كند، جوانی است که ثابت کرده نسل جدید نیز با بصیرت و انقلاب‌گری قدم در راهی گذاشته‌اند که رضای خداوند و حفظ عزت و امنیت دین و کشو در آن نهفته است، همسر شهيد سياهكالی مرادی گاهی با بغض و گاهی با لبخند از دلتنگی‌ها، آروزها، خاطرات و روزهای خوشی که در کنار همسرش گذرانده است می‌گوید؛&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حمید روحیه‌ای لطیف و دوست‌داشتنی داشت. همیشه وقتی در کارهای منزل کمکم می‌کرد از او تشکر می‌کردم اما می‌گفت این حرف‌های یک همسر به همسرش نیست، شما باید بهترین دعا را در حق من کنید، باید دعا کنید شهید شوم. اوایل من از گفتن این دعا ممانعت می‌کرد و دلم نمی‌آمد اما آنقدر اصرار می‌کردند تا من مجبور می‌شدم دعا کنم شهید شود اما از ته دل راضی نبودم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;همیشه خیلی راحت جمله‌های احساسی را بیان می‌کرد، اما صبح روزی که قرار بود برود به من گفت: من در کنار دوستانم شاید بتوانم بگویم دلم تنگ شده اما نمی‌توانم بگویم دوستت دارم، باید چه کنم؟ من نیز برنامه‌ای را دیده بودم که همسر یک شهید تعریف می‌کرد وقتی به همسرش نامه می‌نوشت احتمال می‌داد که کسی نامه را بخواند، بین خودشان رمز گذاشته بود. من نیز دوستت دارم را یادت باشد گذاشتیم، وقتی از پله‌های خانه پایین می‌رفت بلند بلند داد می‌زد، یادت باشد، یادت باشد، من هم می‌گفتم یادم هست.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در خرید کردن بسیار سخت‌پسند بود و وقتی باهم خرید می‌رفتیم من خسته می‌شدم، دفعه اول که به خرید رفتیم آنقدر وقت برای خرید کردن گذراند که خسته شدم. نماز شب او هرگز قضا نشد و عادت داشت در اتاق تاریک نماز می‌خواند، همیشه صدای دعاهای او را می‌شنیدم، همواره با گریه طلب شهادت می‌کرد و این آرزوی او بود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در دوران نامزدی بودیم که فهمیدم هرگز برای ابد حمید را نخواهم داشت و یک روز با شهید شدنش او را از دست می‌دهم، او عکس‌هایش را به من نشان می‌داد و می‌گفت ببین چقدر برای بنر اعلام شهادت مناسب و زیبا است. جالب است که خیلی از همان عکس‌ها برای بنرهای او استفاده شده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;به خاطر دارم عصر روز ۱۶ آبان بود که از دانشگاه به منزل بازگشتم، حمید خانه بود و به من گفت بیا کنارم بنشیم، این جمله را که شنیدم بند دلم پاره شد، نشستم و گفتم باز هم سوریه؟ حمید خندید و گفت: آفرین! خیلی باهوش هستی. باهم صحبت کردیم، لازم بود تا با لباس نظامی عکس داشته باشد و حاضر شد که برود و با لباس‌های نظامی عکس بگیرد. همین که پایش را از خانه بیرون گذاشت گریه امانم نداد، به هرکس که می‌شناختم زنگ زدم تا بلکه آرام شوم اما نشد، انگار که می‌دانستم دیگر برنمی‌گردد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;بعداً هرگز نتوانستم گریه کنم و می‌ترسیدم اگر گریه کنم نزد اهل بیت(ع) شرمنده شوم؛ یک طرف ایمانم بود و یک طرف احساسم، احساسم می‌گفت اجازه نده برود اما ایمانم عکس احساسم بود.&lt;/span&gt; گفتم برو و با مادرت خداحافظی کن و برگرد اما زود برنگرد، ساعت ۶ عصر رفت و ساعت ۱۱ شب بازگشت، از او پرسیدم مادرت چه گفت؟ پاسخ داد: هیچ کلامی نگفت و فقط گریه کرد من هم که این را شنیدم خیلی گریه کردم. دستانم را گرفت و اشک ریخت و گفت دلم را لرزاندی، بعد از چند دقیقه گفت اما نمی‌توانی ایمانم را بلرزانی.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وقتی که برای آخرین لحظات در خانه بود آرزو می‌کردم جایی از تنش درد بگیرد و دلیلی باشد که نتواند به سوریه برود اما بعد با خودم گفتم هرگز راضی به درد کشیدنش نیستم، اشکالی ندارد برود و باز می‌گردد. نفسم را می‌گرفت وقتی در راه پله داد می‌زد: یادت باشد، یادت باشد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;شب قبل از شهادتش قرآن باز کردم و آیه ۱۷ سوره انفال آمد که «(به کشتن دشمنان بر خود مبالید) شما آنان را نکشتید بلکه خدا آنان را کشت. [ای پیامبر!] هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاک کند] و مؤمنان را از سوی خود به آزمایشی نیکو بیازماید زیرا خدا شنوا و داناست». شهادت پیامد خوشی است اما برای بازماندگان بسیار زجرآور است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;گاهی انسان دوست دارد یک دروغ را باور کند، به خودم می‌گفتم حمید سالم است و باز می‌گردد، وقتی پیکرش را آورده بودم با خودم زمزمه می‌کردم که این حمید نیست و تابوت خالی است، صورتش را که لمس کردم سردی جسمش جانم را گرفت، تنش خیلی سرد بود، هرگز آن سردی صورتش را فراموش نمی‌کنم، به گوشش گفتم که مرا ببخش اگر آن شب به خاطر من لحظه‌ای تردید کردی، آن ۱۵ دقیقه‌ای که باهم بودیم را نمی‌دانستم چه کنم فقط در آغوش گرفته بودمش و می‌گفتم دوستت دارم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;همیشه وقتی از سرکار به منزل می‌آمد برایم گل می‌خرید، وقتی با پیکرش صحبت می‌کردم با گریه گفتم از این به بعد من باید برای تو گل بخرم، پس چرا وقتی برگشتی برایم گل نیاوردی؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #3366ff;&quot;&gt;شهید علمدار می‌گفت اینکه وقتی به معشوقت فکر می‌کنی و نمی‌دانی او هم به تو فکر می‌کند خیلی آزاردهنده است.&lt;/span&gt; ت&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;مام لحظات حضورش را حس می‌کنم و بوی او را احساس می‌کنم اما با این چشم خاکی نمی‌توانم او را ببینم و این بسیار آزاردهنده است. به خاکش گفتم تو چقدر از من خوشبخت‌تر هستی که می‌توانی تا قیامت حمید را در آغوش بگیری.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;هر بار که به دیدنش می‌روم برای او گل «نرگس» می‌برم، حمید گل نرگس را خیلی دوست داشت. گاهی از زندگی در دنیا خسته می‌شوم، کفش‌های حمید را می‌پوشم و حس می‌کنم پاهایم به پاهایش می‌خورد. با همه دلتنگی‌هایم خوشحالم که همسرم به شهادت رسیده است. حمید همیشه به هرچیزی که دوست داشت رسیده بود، کربلا را دست داشت و به آن رسید، مرا دوست داشت و به من رسید و شهادت را دوست داشت و به شهادت رسید و من به‌خاطر همسرم از تمام خواسته‌هایم می‌گذرم و خداوند را شاکرم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ادامه نگاهی به &lt;span style=&quot;background-color: #ffffff; color: #ff0000;&quot;&gt;وصیت‌نامه این شهید &lt;/span&gt;بزرگوار می‌اندازیم:&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;با سلام و صلوات بر محد و آل محمد(ص) اینجانب حمید سیاهکالی مرادی فرزند حشمت الله، لازم دیدم تا چند جمله ای را از باب درد و دل در چند سطر مکتوب نمایم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #ffffff; color: #ff00ff;&quot;&gt;ابتدا لازم است بگویم دفاع از حرم حضرت زینب(س) را بر خود واجب می‌دانم و سعادت خود را خط مشی این خانواده دانسته و از خداوند میخواهم تا مرا در این راه ثابت قدم بدارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آنچه این حقیر تاکنون در زندگی خویش از کج فهمی‌ها و بی بصیرتی‌های برخی از انسانها فهمیده ام این است که یا این خانواده اهل بیت را درک نکرده اند و در هیچ برهه ای در کنارشان قرار نگرفته اند و یا درکنارشان بوده اند ولی در صحنه‌های حساس میدان را خالی کرده اند و یا مانعی بوده اند در این مسیر.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وای از آن روزی که آنان ولایت دارند ولی قدر آن را ندانسته و به بی راهه رفته اند زیرا مادامی که پشت سر ولی فقیه باشیم و مطیع ولایت باشیم و در راه و مسیر همیشه سرافراز حضرت ولی عصر(عج) قرار بگیریم پیروز خواهیم بود چرا که نقطه قوت ما ولایت است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اما من می‌نویسم تا هر آن کس که میخواند یا می‌شنود بداند &lt;span style=&quot;background-color: #ffffff; color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;شرمنده ام از این که یک جان بیشتر ندارم تا در راه ولی عصر(عج) و نایب برحقش امام خامنه‌ای (مدظله العالی) فدا کنم.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اگر در حال حاضر تعدادی از برادران در جبهه های سخت در حال جهادند دلخوش هستند که جبهه فرهنگی تداوم جبهه سخت است که توسط شما جوانان رعایت می شود و امید است که خواهران در این زمینه با حفظ حجابشان پیشگام این جبهه باشند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;به نظر این جانب در عموم جامعه خصوصا بین نظامیان و پاسداران حریم ولایت هیچ چیز بالاتر از حسن خلق در رفتار نیست و در خاتمه از همه التماس دعا دارم.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://emmhosein313.kowsarblog.ir/شهیدمدافع-حرم-10&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/شهیدمدافع-حرم-10</link>
							</item>
				<item>
			<title>اهمیت نماز صبح</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) در وصیت خود به فرزندش می گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد ولی یک بارنمازصبح از او فوت شود،نتیجه آن چهل روزعبادت بی ارزش(نابود)خواهدشد. فرزندم بدان که درتمام عمرم تنهایک بار نمازصبحم قضاشد،پسربچه ای داشتم که شب آن روزفوت شد. سحرگاه درعالم رویابه من گفتندکه این مصیبت به علت فوت آن نمازصبح به تو وارد آمد. اکنون اگریک شب،نمازشبی ازمن فوت شود، صبح آن شب انتظاربلایی رامی کشم که به من نازل شود.&lt;br /&gt; سپس حاج شیخ حسنعلی می افزاید: «پسرم تو را سفارش می کنم که نمازت را اول وقت بخوان و از نماز شب تا آن جا که می توانی غفلت نکن.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای اینکه خواب نمونید نماز صبح …… خواندن آخرین آیه سوره کهف قبل از خوابیدن : بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt; قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً&lt;br /&gt; …..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هرکه دراین بزم مقرب تراست&lt;br /&gt; جام بلابیشترش میدهند&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://emmhosein313.kowsarblog.ir/اهمیت-نماز-صبح-6&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/اهمیت-نماز-صبح-6</link>
							</item>
				<item>
			<title>امام خامنه ای</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;strong&gt;پاسخ به سؤالات شرعی مخاطبان درباره احکام امر به معروف و نهی از منکر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مطابق با فتاوای آیت‌الله العظمی خامنه‌ای؛ توسط حجت‌الاسلام‌والمسلمین فلاح‌زاده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; امام حسین قیام کرد تا آن واجب بزرگی را که عبارت از تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی، یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامی است، انجام دهد. این از طریق قیام و از طریق امر به معروف و نهی از منکر است. رهبر انقلاب ۱۳۷۴/۰۳/۱۹&lt;br /&gt; پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (KHAMENEI.IR) همزمان با ایام محرم و صفر طی فراخوانی اعلام کرد به پرسش‌های شرعی مخاطبان که مربوط به احکام امر به معروف و نهی از منکر است، پاسخ می‌دهد.&lt;br /&gt; حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده -عضو دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و رئیس مرکز موضوع‌شناسی احکام فقهی- به پرتکرارترین سؤالات مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌اند که در ادامه متن و فیلم پاسخ‌ ایشان به این سؤالات ارائه می‌شود:&lt;br /&gt;  &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست اجمالی:&lt;br /&gt; معنای امر به معروف و نهی از منکر چیست؟&lt;br /&gt; آیا امر به معروف و نهی از منکر والدین و بزرگترها صحیح است؟&lt;br /&gt; آیا یک پسر جوان می‌تواند یک زن جوان را امر به معروف و نهی از منکر کند؟&lt;br /&gt; آیا امر به معروف و نهی از منکر باید در ملأ عام باشد یا در خفا؟&lt;br /&gt; در مسئله‌ی برهنه شدن در عزاداری، آیا امر به معروف و نهی از منکر واجب است؟&lt;br /&gt; وجوب امر به معروف و نهی از منکر نسبت به واجبات دیگر چگونه است؟&lt;br /&gt; اگر امر به معروف زبانی جواب ندهد و برخی از نیروهای انتظامی هم کوتاهی کنند، تکلیف چیست؟&lt;br /&gt; اگر فرزندان مطیع والدین نباشند، والدین تا چه مرحله‌ای می‌توانند امر و نهی کنند؟&lt;br /&gt; کسی که بداخلاق است و نمی‌تواند درست امر به معروف کند، آیا بر او این امر واجب است؟&lt;br /&gt; آیا فراگیری یک گناه مثل بدحجابی یا اصلاح صورت، امر به معروف را در آن مورد ساقط می‌کند؟&lt;br /&gt; دفعات امر به معروف در یک مورد مشخص تا چند مرتبه باید باشد؟&lt;br /&gt; اگر شخصی مبتلا به گناهی باشد، آیا می‌تواند در آن مورد نهی از منکر کند؟&lt;br /&gt; محدوده‌ی امر به معروف چیست و آیا در مستحبات نیز هست؟&lt;br /&gt; اگر آمر به معروف بداند مورد تمسخر واقع می‌شود تکلیف چیست؟&lt;br /&gt; با توجه به مقدمات امر به معروف و اینکه عامه‌ی مردم توان آن را ندارند آیا باز واجب است؟&lt;br /&gt; با توجه به اینکه اگر امر به معروف ضرر جانی داشته باشد واجب نیست، پس حرکت امام حسین علیه‌السلام چگونه تفسیر می‌شود؟&lt;br /&gt; آیا مطالبه‌ی حق توسط دانشجویان از مسئولین، امر به معروف است؟&lt;br /&gt; اگر دختر محجبه‌ای یک دوست بدحجاب دارد و امر به معروف او اثر ندارد، آیا باید با او قطع رابطه کند؟&lt;br /&gt; آیا لحن در امر به معروف باید آمرانه باشد یا می‌تواند از الفاظی مثل لطفاً و خواهش می‌کنم استفاده کرد؟&lt;br /&gt; آیا امر به معروف واجب فوری است؟ اگر به تأخیر افتاد و فرد از دسترس خارج شد، تکلیف چیست؟&lt;br /&gt; آیا می‌شود به جای امر به معروف کار تربیتی کرد؟ کدام مقدم است؟&lt;br /&gt; آیا امر به معروف فردی که در حریم شخصی خود گناه می‌کند واجب است؟&lt;br /&gt; آیا دعوت به تشیع امر به معروف است؟&lt;br /&gt; اگر در محل کار کسی رشوه می‌گیرد، گفتن به مسئولین بالاتر، یک معروف است؟&lt;br /&gt; اگر شک داریم طرف مقابل جاهل به حکم است یا نه تکلیف امر به معروف هست یا خیر؟&lt;br /&gt; میزان تأثیر امر به معروف و نهی از منکر چقدر باید باشد؟&lt;br /&gt; اگر همسر نسبت به نماز کاهل باشد، تکلیف من چیست؟&lt;br /&gt; آیا امر به معروف و نهی از منکر با حالت خودبرتربینی صحیح است؟&lt;br /&gt; اگر بر اثر امر به معروف و نهی از منکر دل کسی بشکند، آیا نهی‌کننده ضامن است؟&lt;br /&gt; آیا در امر به معروف و نهی از منکر، اجازه‌ی شوهر شرط است؟&lt;br /&gt; اگر یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر نباشد، حرام می‌شود یا از وجوب می‌افتد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; معنای امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ شرایط و مراحل آن کدام است؟ و چه روش‌هایی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به تعبیر خیلی ساده‌، همه‌ی خوبی‌ها در حوزه‌ی دین، معروف است و تمام زشتی‌ها و بدی‌ها منکر است؛ و در اصطلاح فقهی به مجموعه‌ی واجبات و مستحبات، معروف گفته می‌شود و محرمات و مکروهات، منکر است. اگرچه در مرحله‌ی اول، امر به واجبات و نهی از محرمات و گناهان مطرح است؛ اما امر به مستحبات و نهی از مکروه نیز، مستحب و خوب است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; شرایط امر به معروف و نهی از منکر عبارتند از:&lt;br /&gt; شرط اول: آمر به معروف یا ناهی از منکر باید خود معروف‌ها و منکرها را بشناسد؛ نیاز نیست این شناخت به تفصیل و با جزئیات باشد؛ بلکه باید قبل از امر به معروف و نهی از منکر، اجمالاً بداند کاری که شخص ترک کرده است، واجب و معروف بوده است و در این زمان امر به انجام آن کار، امر به معروف است و واجب و لازم می‌شود؛ یا اینکه بداند کاری  که شخص قصد انجام آن را دارد حرام است تا بتواند او را نهی کند. این شناختن معروف و منکر برای این است که او در زمان امر و نهی دچار اشتباه نشود. گاهی وقت‌ها انسان تصور می‌کند کاری که شخصی انجام می‌دهد حرام است، درصورتی‌که حرام نیست. بنابراین شرط اول، آگاهی اجمالی خود شخص به معروف‌ها و منکرها است. یعنی از نظر دینی باید بداند که چه کارهایی معروف و چه کارهایی منکر است.&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; شرط دوم: احتمال تأثیر در طرف مقابل وجود داشته باشد؛ از نظر احکام دینی فرد آمر یا ناهی باید بداند که امر و نهی‌اش مؤثر است یا لااقل احتمال بدهد که تأثیر می‌گذارد. اما اگر می‌دانیم که امر و نهی ما اثر ندارد یا نمی‌دانیم اثر دارد یا نه، واجب نیست که امر به معروف و نهی از منکر کنیم.&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; شرط سوم: امر و نهی مفسده‌ای نداشته باشد؛ مفسده به این معنا که امر و نهی ضرر جانی، مالی و آبرویی نداشته باشد؛ اگرچه فرموده‌اند که منظور از ضرر مالی در اینجا، ضرر جزئی نیست، بلکه ضرر معتنابه است.&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; شرط چهارم: شخص گناهکار بر استمرار گناه، اصرار و سماجت داشته باشد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اما مراحل امر به معروف و نهی از منکر:&lt;br /&gt; مرحله‌ی نخست، مرحله‌ی قلبی است؛ یعنی شخص وقتی ببیند افراد دیگر به معروف عمل می‌کنند و  منکر را ترک کرده‌اند خوشحال شود. همچنین  از ترک شدن معروف یا ارتکاب منکر توسط دیگران ناراحت شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; مرحله‌ی دوم، امر به معروف و نهی از منکر عملی است؛ بخش اول مرحله‌ی عملی، ترک مراوده با گناهکار است. گناهکار یعنی کسی که معروف را ترک می‌کند یا منکر را مرتکب می‌شود. ترک مراوده یعنی شخص با او رفت‌وآمد نداشته باشد و به او احترام نکند. بخش دوم مرحله‌ی عملی، تذکر لسانی است. یعنی شخص با زبان به او بگوید و امر و نهی کند. بخش سوم مرحله‌ی عملی، توسل به زور و قدرت است. یعنی اجبار طرف مقابل به انجام واجب و ترک حرام که این مرحله وظیفه‌ی عمومی نیست. (وظیفه‌ی نیروهای امنیتی است.)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اما درباره‌ی روش‌های امر به معروف و نهی از منکر؛&lt;br /&gt; روش اول عبارت است از ترک مراوده با گناهکار. ترک مراوده یعنی که انسان در رفتارش با افراد گناهکار  غرض دینی داشته باشد و اینکه گاهی وقت‌ها  طوری رفتار کند که فرد گناهکار جذب شود و گناه نکند یا واجب را عمل کند. فرموده‌اند که رفت‌وآمد، احترام، روابط و خرید و فروشتان هدفمند باشد؛ یعنی بین افراد گناهکار و غیرگناهکار فرق بگذارید. تا او ببیند که وقتی مردم با او شریک اقتصادی نمی‌شوند، به او احترام نمی‌کنند، به او پست و مقام نمی‌دهند، خودبه‌خود می‌فهمد که دیگر جایگاه چندانی ندارد، سپس جذب مسائل دینی خواهد شد و اهل معروف می‌شو&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://emmhosein313.kowsarblog.ir/امام-خامنه-ای-61&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/امام-خامنه-ای-61</link>
							</item>
				<item>
			<title>خاطره ای از امام خامنه ای</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیام مادر&lt;span style=&quot;background-color: #ff0000;&quot;&gt;شهیدی&lt;/span&gt; که آیت‌الله خامنه‌ای به امام رساندند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«من شاید این خاطره را بارها گفته باشم - البتّه خاطره فراوان است، صدها جا، شاید خیلی بیشتر از این - در یکی از شهرها که زمان ریاست جمهوری رفته بودم. بعد که سخنرانی کردم و برگشتم بیایم، مردم دوروبر ما اجتماع کرده بودند و اظهار محبّت میکردند، من هم میرفتم طرف ماشین که سوار بشوم، شنفتم که یک خانمی از پشت سر در وسط جمعیّت مرتّب صدا میزند و اسم بنده را می‌آورد. فهمیدم کار مهمّی دارد؛ ایستادم. گفتم بگذارید این خانم بیاید ببینم چه‌کار دارد که در این جمعیّت این‌جور داد میکشد. آمد جلو، گفت که آقا پسر من اسیر شده بود - به نظرم، حالا درست یادم نیست، شاید گفت تنها پسرم؛ احتمال میدهم گفت تنها پسرم - چند روز پیش اطّلاع پیدا کردم که در اسارتگاه شهید شده؛ به امام بگویید که - شاید مثلاً به این تعبیر، حالا جزئیّاتش یادم نمانده، البتّه یادداشت کرده‌ام، بارها هم گفته‌ام - فدای سرتان؛ و اگر باز هم پسر داشته باشم، باز هم میفرستم. این پیغامی بود که یک مادر [شهید گفت‌]. ببینید این روحیّه را! من آمدم به امام این را عرض کردم، امام گریه‌اش گرفت؛ از شنیدن این سخن و این احساس، اشک به چشم امام آمد. این روحیّه‌ها برای چه کسی بود، برای چه بود؟ جز برای خدا یک چنین چیزهایی را انسان نمیتواند مشاهده کند که مادر دو شهید بچّه‌هایش را خودش ببرد داخل قبر بگذارد و گریه نکند! یا بخواهد از دوروبری‌هایش که گریه نکنند، بگوید من بچّه‌هایم را در راه خدا داده‌ام، خوشحال هم باشد؛ اینها آن آرمان است&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://emmhosein313.kowsarblog.ir/خاطره-ای-از-امام-خامنه-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/خاطره-ای-از-امام-خامنه-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>شرح حدیث امام خامنه ای</title>
						<description>&lt;p&gt;سم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم&lt;br /&gt; الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الأرضین و لعنةالله علی أعدائهم أجمعین&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; عَن عَبدِاللهِ بنِ سِنان فی حدیثٍ قالْ قالَ أبوعبدالله علیه‌السلام: وَ إیّاکَ وَ خَصلَتَین (۱)&lt;br /&gt; [امام صادق علیه‌السلام فرمودند:] از دو خصوصیّت و خصلت بپرهیز&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; الضَّجرَ وَ الکَسَل&lt;br /&gt; «ضَجر»، به معنای دلتنگ شدن و ملول شدن و بی‌حوصله شدن است. انسان یک وقتی از یک وضعیّتی، از یک حادثه‌ای مثلاً -یا از وضع مزاجی خودش، یا از کاری که به عهده‌ی او هست- ملول میشود، دلتنگ میشود. میفرماید مراقب باش دچار این دلتنگی نشوی، دچار این ملالت نشوی، دچار این کم‌حوصلگی نشوی، کم‌حوصلگی؛ این ضَجر است.&lt;br /&gt; «کَسَل»، عبارت است از تنبلی، تنبلی؛ یک کاری را انسان تأخیر بیندازد به‌خاطر تنبلی؛ مطالعه‌ای دارد، کاری دارد، اشتغالی دارد، دنبال‌گیری‌ای دارد، تنبلی کند و این کار را نکند. میفرماید از این دو چیز پرهیز کن.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; [درباره‌ی] این مسئله‌ی ضَجر که بی‌حوصلگی است، این را ما به شما جوانها عرض کنیم که یکی از بزرگ‌ترین نِعَم الهی برای انسانی که جوان هست، حوصله است. حالا این [چیزی] که ما -امثال بنده که وارد وادی پیری شدیم و مبالغی در این وادی پیش رفتیم- خوب درک میکنیم و جوانها درست توجه ندارند به این نعمت بزرگ، یکی‌اش این است؛ نعمت حوصله، حوصله.&lt;br /&gt; حوصله که بود، انسان از قوای خود استفاده میکند، از نیروهای خود استفاده میکند. فرض بفرمایید یک مطلبی را میخواهید تحقیق کنید، یک مسئله‌ی علمی را میخواهید تحقیق کنید، یک وقت آدم باحوصله هست، یک وقت بی‌حوصله هست؛ بی‌حوصله که باشد یک مقداری جلو میرود بعد رها میکند. آدم باحوصله نه، همین‌طور هِی دنبال میکند، تحقیق میکند، هِی إن قُلت می‌آورد، اشکالی به نظرش میرسد، آن اشکال را دفع میکند، باز اشکال دیگری به نظرش میرسد، باز یک راه جدیدی به نظرش میرسد. حوصله این است. انسان از نیروی ذهنش استفاده میکند.&lt;br /&gt; از نیروی بدنی هم همین‌جور است. گاهی انسان به‌خاطر بی‌حوصلگی از قوای بدنی استفاده نمیکند. حوصله این‌قدر اهمّیّت دارد. این ضَجر که فرمودند، بی‌حوصلگی و ملالت، دلزدگی، اینها همه‌اش یکی است، در واقع ابعاد یک حالت است که هرکدام یک بخشی از این حالت را بیان میکند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; تنبلی هم همین‌جور [است]، تنبلی هم مثلاً [اینکه] فرض کنید صبح -حالا بعد از نماز- خواب رفته، گرفته خوابیده است؛ کار واجبی هم دارد، تنبلی میکند، بلند نمیشود. پهلوی زن و بچه‌اش نشسته است، تنبلی میکند؛ در یک جلسه‌ای نشسته است، تنبلی میکند؛ حرکت نمیکند، راه نمیرود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; یعنی این دو خصوصیّت، دو خصوصیّتی است که یک انسان را از عمل، عمل -که عمل در اسلام فوق‌العاده مورد اهمّیّت است- باز میدارد؛ از عمل صالح که عِدل ایمان است؛ شما در قرآن ملاحظه میکنید عِدل ایمان، عمل صالح است [باز میدارد]. عمل صالح هم خب کار است دیگر، عمل است، تحرّک است، فعّالیّت است؛ اگر ضَجر بود یا اگر کَسَل بود، انسان این عمل صالح را انجام نمیدهد.&lt;br /&gt; بعد فرمود:&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; فَإنَّکَ إن ضَجِرتَ لَم تَصبِر عَلی حَقٍّ&lt;br /&gt; آن نقطه‌ی اصلی را امام (سلام‌الله‌علیه) مورد توجّه قرار میدهند. ما حالا به جوانب قضیه می‌پردازیم. امام (علیه‌السلام) آن اصل مطلب را، نقطه‌ی اساسی را مورد توجّه قرار میدهند؛ میفرماید اگر «ضَجِرتَ» یعنی اگر بی‌حوصله شدی، بر حق صبر نمیکنی. یک راه حقّی است، یک کلمه‌ی حقّی است، یک مسیر حقّی است که شما آن را انتخاب کردید؛ وقتی دچار بی‌حوصلگی شدید، پایداری در آن نمی‌کنید. یک مقداری سخت میگذرد، مشکل درست میشود، بی‌حوصله میشوید، رها میکنید.&lt;br /&gt; بی‌حوصلگی خاصیّتش این است که انسان بر حق که بایستی پایداری کند، پافشاری کند، بر سر حق بماند، انسان از این محروم میماند. وقتی که [انسان] دچار ضَجر و دچار همین حالت ملالت و حالت بی‌حوصلگی شد، بر حق پافشاری نمیکند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; فَإنَّکَ إن ضَجِرتَ لَم تَصبِر عَلی حَقٍّ و إن کَسِلتَ لَم تُؤَدِّ حَقّاً&lt;br /&gt; وقتی دچار «کَسَل» یعنی تنبلی شدی، آن وقت حق را ادا نمی‌کنی، آن کاری را که باید انجام بدهی، حقّی را که باید ادا بکنی، آن را ادا نمیکنی به خاطر تنبلی؛ به خاطر تن‌پروری و تنبلی.&lt;br /&gt; اینکه در دعاهای متعددی [آمده]: «اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلَ» [به این خاطر است]. این در چندین دعا هست، حالا یک دعا «مِنَ الکَسَلِ وَ الضَّجر»، یک دعا «مِنَ الکَسَلِ وَ الهَرَم»؛ «هَرَم» یعنی پیری، پیری در اینجا مراد پیری سنّی نیست، پیری روحی است. گاهی انسان سنّاً جوان است اما روحاً پیر است؛ گاهی عکسش هم هست، سنّاً پیر است اما روحاً جوان و بانشاط هست. این[جا] به خدای متعال انسان پناه میبرد در دعا از کَسَل؛ حالا کَسَل همراه با ضَجر یا کَسَل همراه با هَرَم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ۱) الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۶۳۶&lt;br /&gt; عَن عَبدِاللهِ بنِ سِنان فی حدیثٍ قالْ قالَ أبوعبدالله علیه‌السلام: وَ إِیَّاکَ وَ خَصْلَتَیْنِ الضَّجَرَ وَ الْکَسَلَ فَإِنَّکَ إِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى حَقٍّ وَ إِنْ کَسِلْتَ لَمْ تُؤَدِّ حَقّاً.&lt;br /&gt; از دو خصلت بپرهیز: کم‌حوصلگى و تنبلى؛ زیرا اگر کم‌حوصله شوى بر حق صبر نمیکنی، و اگر تنبل شوی حق را ادا نمیکنی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی می‌پردازند. جلسات درس خارج ایشان که از سال ۱۳۶۹ تاکنون ادامه داشته، هم‌اکنون روزهای یکشنبه، دوشنبه و سه‌شنبه‌ی هر هفته در حسینیه‌ی امام خمینی (رحمه‌الله) برگزار می‌گردد.&lt;br /&gt; پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR فیلم و متن شرح آیت‌الله خامنه‌ای بر حدیثی تربیتی از حضرت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) را درباره‌ی «تأثیر منفی تنبلی و بی‌حوصلگی بر صبوری بر موضع حق و ادای حق» منتشر می‌کند. متن بیانات معظمٌ‌له که در ابتدای جلسه‌ی درس روز سه‌شنبه ۱۳۹۵/۹/۱۶ ایراد شده است، به شرح زیر است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمد و آله الطاهرین لعنةالله علی اعدائهم اجمعین&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; عَن جابر بن یزید الجُعفی عَن ابی جعفرٍ محمدبن‌علیٍ الباقر علیه‌السلام قال مَن قَدَّمَ اَولَاداً یَحتَسِبُهُم عِندَالله (۱)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; «یَحتَسِبُهُم عِندَالله» یعنی جوری این فرزندان را، این اولاد را بار بیاورد که بتواند آنها را به حساب خدا بگذارد. طبعاً فرزندی را انسان میتواند به حساب خدا بگذارد که او تربیت الهی پیدا کرده باشد؛ متدیّن باشد؛ اهل فسق و فجور و تضییع اوقات و اینها نباشد. این [فرزند] را انسان میتواند به حساب خدا بگذارد و الّا اگر یک فرزندی بود که انسان یا او را بد تربیت کرد -کمااینکه بعضیها فرزندان خودشان را بد تربیت میکنند؛ از اوّل این بچّه را اهل دنیا و اهل اشرافیگری و اهل شهوات و اینها بار می‌آورند. در محیط خانواده، پدر و مادر، مشیشان برای فرزند یک سرمشق است. اگر این سرمشق، سرمشق بدی باشد، بچّه بد بار می‌آید. فرض کنید پدر و مادر متقلّب [باشند]، دروغگو [باشند]، به همدیگر رحم نمیکنند، به همدیگر خیانت میکنند؛ اینها را هم بچّه میبیند جلوی چشمش؛ [پدر و مادر] به مسائل دینی اهمّیّت نمیدهند؛ به فرائض، به نماز، به روزه. بچّه [هم] همین‌جور بار می‌آید. این تربیت بد است- [یا] گاهی هست که انسان تربیت بد هم نمیکند بچّه را، لکن رها میکند، رها میکند؛ خیلی از ماها گرفتار این معنا هستیم؛ نه اینکه بچّه را بد تربیت کنیم، نه، اما رهایش میکنیم؛ احساس مسئولیّتی کَأنّه نسبت به او نداریم. گاهی اوقات برای درس خواندن و مشق نوشتنش صرف وقت میکنیم اما برای نماز خواندنش، برای آشنا شدنش با قرآن، با مسائل دینی، نه، هیچ انسان وقتی نمیگذارد. این رها کردن بچّه است. اینها را نمیشود انسان به حساب خدا بگذارد؛ یعنی بگوید خدایا این بچّه را من تربیت کردم برای تو، در حساب تو؛ نمیشود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آن فرزندی را میشود انسان به حساب خدا بگذارد که او را رها نکند و تربیت خوب هم بکند. البتّه توجّه داشته باشید و توجّه دارید که تربیت فرزندان این‌جور نیست که انسان هر یک‌یک بچّه‌ها را بخواهد [که] مثل یک شاگرد معیّنی جلو [بیایند]، دعوتشان کند، بهشان حرف بزند [و] تربیتشان کند؛ نه. بعضیها میگویند که شما میگویید فرزند زیاد [داشته باشید]، خب اگر [فرزندان] زیاد شدند در خانه، تربیتشان نمیتوانیم بکنیم؛ این حرف غلط است. تربیت فرزندان، تربیت تک‌تک فرزندان نیست، تربیت محیط خانواده است. محیط خانواده که خوب بود، چه بچّه یکی باشد چه پنج تا باشد، فرقی نمیکند، خوب تربیت میشوند. به‌طور طبیعی، به‌طور غالب خوب تربیت میشوند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; پس بنابراین «یَحتَسِبُهُم عِندَالله» که در این حدیث شریف هست، معنایش این است که بچّه را جوری تربیت کند که بتواند او را پای خدا حساب کند.&lt;br /&gt; حالا، اگر «مَن قَدَّمَ اَولَاداً یَحتَسِبُهُم عِندَالله»، اگر [انسان] تقدیم کند اولادی را -تقدیم کند یعنی بار بیاورد، پرورش بدهد، ارائه بدهد فرزندانی را- که بتواند آنها را پای خدا حساب بکند،&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; حَجَبُوهُ مِنَ النَّارِ بِإِذنِ الله عَزَّوَجَل&lt;br /&gt; این فرزندان، او را از آتش الهی، از عذاب الهی دور نگه میدارند، مانع میشوند. این یکی از این چیزهای مهم است. خدای متعال به ما میگوید که عمل صالح کنید تا پیش خدای متعال مأجور باشید، از عذاب الهی مأمون باشید؛ اما به این اکتفا نمیکند؛ میفرماید اگر چنانچه نسل بعد از خودتان را هم تربیت کردید، این هم یک حسنه‌ای است، یک عمل صالحی است که میتواند شما را حاجب از آتش باشد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ۱) الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۶۳۴&lt;br /&gt; عَن جابر بن یزید الجُعفی عَن ابی جعفرٍ محمدبن‌علیٍ الباقر علیه‌السلام قال مَن قَدَّمَ اَولَاداً یَحتَسِبُهُم عِندَالله حَجَبُوهُ مِنَ النَّارِ بِإِذنِ الله عَزَّوَجَل&lt;br /&gt; هر کس فرزندانی را تربیت کند که آنها را برای خدا به حساب بیاورد، این فرزندان، به اذن خداوند، او را از عذاب آتش مانع می‌شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://emmhosein313.kowsarblog.ir/شرح-حدیث-امام-خامنه-ای&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://emmhosein313.kowsarblog.ir/شرح-حدیث-امام-خامنه-ای</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
